الشيخ عباس القمي

92

يازده رساله ( فارسى )

فقير گويد كه : به اين مضمون روايات به طرق كثيره از شيعه و سنّى نقل شده است ، و شعرا آن را به شعر در آورده‌اند ؛ سيد حِمْيَرى گفته : قائِلٌ لِلنَّبيِّ انّي غَريبٌ * جائِعٌ قَدْ اتَيْتُكُمْ مُسْتَجيراً فَبَكَى الْمُصْطَفى وَ قالَ غَريبٌ * لايَكُنْ لِلْغَريبِ عِنْدي ذَكُوراً مَنْ يُضيفُ الْغَريبَ قالَ عَلِيٌّ * انَا لِلضَّيْفِ فَانْطَلِقْ مَأْجُوراً ابْنَةَ الْعَمِّ عِنْدَنا شَيْيٌ * فَاجابَتْ اراهُ شَيْئاً يَسيراً كَفُّ بُرٍّ قالَ اصْنَعيهِ فَانَّ * اللّه قَدْ يَجْعَلُ الْقَليلَ كَثيراً اطْفِئِي الْمِصْباحَ كَيْ لايَراني * فَاخَلّي طَعامَهُ مَوْفُوراً جاهِدٌ يَلْمُظُ اْلَاصابِعَ وَ الضَّيْفُ * يَراهُ الى الطَّعامِ مُشيراً عَجِبَتْ مِنْكُمُ مَلائِكةُ اللّه * وَ ارْضَيْتُمُ اللَّطيفَ الْخَبيراً وَ لَهُمْ قالَ « وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ » * نالَ ذاكَ فَضْلًا كَبيراً « 1 »

--> ( 1 ) ( . ترجمه : گوينده‌اى به پيامبر عرض كرد من غريبى گرسنه‌ام كه به شما پناه آورده‌ام . پيامبر برگزيده صلى الله عليه و آله گريست و فرمود : غريبى است ! نبايد نزد من از غريب ياد شود . چه كسى اين غريب را مهمان مىكند و از او پذيرايى مىنمايد ؟ على عليه السلام گفت : من براى پذيرائى مهمان آماده‌ام ؛ بيا برويم خدا پاداشت دهد . دختر عمو ! آيا چيزى داريم ؟ پاسخ داد : غذاى مختصرى است . بك مشت گندم ؛ فرمود : آن را درست كن كه خداوند گاه چيز كمى را فراوان مىكند . چراغ را هم خاموش كن تا مرا نبيند و من غذا را فقط براى او مىگذارم تا فراوان باشد . تظاهر به خوردن مىكرد و انگشتها را به طرف دهان مىبرد و مهمان تصوّر مىكرد كه او به خوردن غذا مشغول است . از كار شما اهل بيت فرشتگان خداوند شگفت زده شدند ، و خداى كريم و آگاه را راضى و خشنود ساختيد . و براى اين كار ايشان خداوند فرمود « يؤثرون على انفسهم » و اين دستيابى به فضيلتى بزرگ است . )